نیکبخت

یه خبر جدید جدید که به این زودیا قرار نیست اعلام کنن ولی من مثل همیشه زود تر میفهمم.

اسم اون فوتبالیست با مربیش و چند بازیگر زنو که تو مهمونی شبانه گرفته بودن لو رفت.

یکی از بچه های ما سربازه و تو دادگستری خدمت میکنه اون دیده الانم تو زندان اوینن.

کسی نیستن جز علی رضا نیکبخت واحدی و الهام حمیدی به همراه افشین پیروانی و رضا شاهرودی که این دو تا آخری آزادن.

این نیکبخت حیا نمیکنه باره دومشه گرفتنش؛باید مثل میناوند یه کارش کنن که روش نشه فوتبال بازی کنه ؛مصاحبم نکنه.!

نمیدونم چرا همه رو من زود میفهمم خداییش دممون گرم بچه های کرج.

گلزارم گرفته بودن ،آزادیش رفتیم خیلی شلوغ بود!!!!!!!!

 

 

 

 

دین و زندگی

سلام

 

این پستو 3ساعت طول کشید بنویسم آخه هر کاری میکردم خوشکل نمیشد .تو هم؛درهم میشد.

بلآخره یه نگاهی به وب خانوم زارعی کردم و هرجور که اون مینوشت نوشتم .

فقط حال و حوصله شکلک ندارم.

گفتم خانوم زارعی؟؟؟؟؟؟؟؟

زارعی کجایی که دلم برات تنگ شده؟!!!

فکر بد نکنید خانوم زارعی نه آقای زارعی.

معلم پارسالمون بود. خیلی باحال بود ،جوون، خوش تیپ .

حیف که رفت !! کلی سر کلاسش میخندیدیم .راستی مربی فوتبال لیگ کرجم بود.

 

 

دیروز امتحان دین و زندگی داشتیم خیلی اذیت شدم.

از دو شب قبلش رفتم سوال جمع کردم آخه طبق معمول کتابم نو بود و هیچ چی ننوشته بودم.

قربون کتاب برم ،کلا مفهمومی بود نباید حفظ میکردی باید یاد میگرفتی که اونم یه شبه نمیشه کار منم نیست.

حداقل تو امتحانات کلاسی هم نبودم ،که  به نوع امتحان و سوالات معلم آشنا بشم.

رفتم سر جلسه با استرس نه اون استرسا یه استرس دیگه .سوالارو دیدم رنگم عوض شد تا یه ربع آخر کلا یه سوال نوشته بودم.

امسال یه نفر به کلاسمون اضافه شد.اونم چی فامیلش حیدریه.

شانس منو ببین شماره ی نه منو گرفت،من شدم10.

6-7 سالی بود که شمارم همیشه 9 بوده.همیشه 9.فوتبالم شمارم همیشه9.

نه به خاطر برهانی ولی آرشو خیلی دوست دارم.خیلی هم بهم میگن برهانی.

امسال قبل از این که نایب رئیس شورا بشم همه فکر میکردن واقعا فامیلیم برهانیه!

(من عادت دارم سوالای مهمو اگه بلدم باشم تو برگه مینویسم با خودم میبرم سر جلسه.)

شانس منو ببین از 25 تا سوال کلا 3 تاش بود.این 3 تا رو که نوشتم مغزم  فعال شد همه یادم اومد یه جور نوشتم ،خدا کنه قبول بشم.

نمیدونم چرا ولی آخر سر همه جوابام شبیه هم بود.

 

 

پسره(یونس)ناراحت اومده بیرون

بهش میگم تو هم مثل من خراب کردی

یونس: آره

من: چند میشی

یونس:18

من: تو روحت 18 بده؟؟

یونس: من 18 رو قبول ندارم باید بیست میشدم.

من :من همهنمره هارو قبول دارم بالای 10 بهتر.

کفش برید.

امروزم که امتحان مبانی کاربرد رایانه داشتیم خدا رو شکر این درسو همراه به جغرافی بلدم ولی بقیه رو!!!

نامردا سوالای خیلی تخصصی داده بودن .شانس آوردم یه چند ترمی کامپیوتر خوندم مگر نه اینم.....

وایییییییی شنبه مبانی مخابرات و رادیو دارم (طبق معمول ؛دلیلی برای گفتن نیست)دعا کنید قبول بشم.

 

 

یه راننده تاکسیه تو راه مدرسه بهم گفت:قبول میشی؟

من:تو خواب

اون:میخوای قبولت کنم

من: چه طوری؟

اون:آشنا دارم باهاش صحبت میکنم بهت میگم.

من:خدا از دهنت بشنوه.(البته تو دلم گفتم از قیافت معلومه)

آخرم بهش گفتم ببین من بعد از خدا و ائمه و خودم امیدم به توئه ها.

اون:درستش میکنم.

ببینم چی میشه!!

الان فکر میکنم میگم ای کاش به جای الکترونیک میرفتم انسانی.

راستی 9 روز دیگه یعنی 19 دی تولدمه

 

 

امتحانات

سلام

ار فردا امتحانات ما هم شروع میشه.


مثل همیشه اولیش دینو زندگیه که خیلی سخته نه این که سخت باشه زیاده


نمیشه حفظ کرد.


منم که تازه امروز اومدم بخونم دیدم اصلا سوال ندارم حالا دنبال سوال بگرد.


آخه کلا من موقع امتحانات یا کلاسا زیاد می پیچونم.
به بابام زنگ زده بودن گفته بودن بیاد مدرسه.همه معلما ناراضی بودن.
بابام میگفت همه معلما میگفتن تو امتحانات غایب بوده،منم میگفتم دروغ
میگن برگم گم شده.

دیروزم ناظم اومد نمره انظباط بده به زور و اسرار و ارفاق زیاد 16 داد،دمش گرم.

دعا کنید که من قبول بشم آخه امتحانات آخر سال نهاییه از الان باید
نمره هام بالا


باشه که آخر سال کمکم کنه.


اونم که عمرا قبول بشم.