سلام

دانشگاه غیر انتفائی آبا آبیک(قزوین)قبول شدم.
راستی امروز رفتم کارای سربازیمو کامل درستش کردم به امید خدا تا یه ماه دیگه کارتم میاد.
.............................................
یکی از دوستام دفتر بازرگانی داره.
حدودا 40 روز پیش به من پیشنهاد داد بیا اینجا کار کن منم که حوصلم سر می رفت قبول کردم.
حالا بگذریم چندروز پیش رفتم یه جنس تحویل بدم به مشتری که نسبتا با دفتر ما فاصله زیادی داشت.
تحویل دادم برگشتنی دیدم یه اتوبوس داره میاد ؛مسیرشم با مسیر من یکیه،سوار شدم.
به خدا یه چیز دیدم که ای کاش نمیدیدم.
یه پسره که نسبتا توپولم بود یه کفش پوشیده بود اندازه باباش؛یه شلوار بگ خیلی
گشاد با یه تی شرت گشاد رپری ؛تازه یه سر بند به سرش بسته بود روشم یه کلاه.
یه گوشواره کوچیک تو یه گوشش و یه گوشواره بزرگ دیگه تو اون یکی گوشش بود.
تازه رو لبشم دوتا حلقه بود.
رو تی شرتشم خدا میدونه چی نوشته بود.
انگشتر play boy دستش بود با گردن بند جمجمه!
کل اتوبوس به این نگاه میکردن.
جدیدا از اینجور آدما خیلی زیاد شده ؛به خصوص وقتی تهران میرم خیلی میبینم.
اصلا ایرانی جماعت جنبه یکم آزادی نداره!!!!!!

فکر کنم تا چند سال دیگه ماها دست شیطون پرستای usa رو از پشت ببندیم.
ولش کن اصلا اینجور آدما ارزش وقت گذاشتن براشونو ندارن.
..............................................
29 شهریور تولد مداح مرحوم؛سید جواد ذاکره




که من خیلی خیلی دوستش دارم،و به نظرم خیلی بهش ظلم شد.
دوست دارم این سخنرانی اولی رو که در مورد ذاکره رو همه گوش کن(ضرر نداره گوش دانلود کنین)
دوتای بعدی رو اگه از اولی خوشتون اومد دانلود کنید.
اولی:
برای دانلود سخنرانی در مورد سید جواد کلیک کنید
2تای دیگه:
صحبت واسه سیدجوادذاکر
سخنرانی در اولین سالگرد سیدجوادذاکر
................................................
پری شب مامانم بهم گفت محمد فردا برو تهران این نامه رو بده شرشو بکن تا کارت پایان خدمتت بیاد!!!
منم که اصلا حال نداشتم گفتم نه نمیرم.
مامانم گفت چرا ؟
من بهونه پیدا نکردم؛فکر کردم دیدم دیروز تو راه چسب بغل کتونیم پاره شده بود!(با یه چسب زدن ساده مثل روز اولش میشد)
به مامانم گفتم من نمیتونم با این کتونی برم هم ضایع اس هم این که شاید تو راه پاره بشه!!
مامانم:هیچی نگفت رفت.
بعد از ظهر که اومدم خونه رفتم اتاق دیدم یه بسته رو میزه رفتم دیدم که یه کتونیه جدیده!

به مامامنم گفتم این چیه؟
گفت مگه کتونیت پاره نشده؟منم رفتم خریدم برات.
یه لحظه خجالت کشیدم که خالی بستم به خاطر کتونیک نرفتم!!!
از مدل کتونیه خیلی خوشم نیومد ولی خیلی خیلی دوستش دارم.
قربون همه مامانای دنیا برم که این همه مهربونن.
................................
+ نوشته شده در جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ ساعت 20:0 توسط Mohamad
|